راه من به سمت توسعه وب. چگونه می توانیم به یک توسعه دهنده وب تبدیل شویم؟ چگونه تغییر شغلی ایجاد کنیم و چه چیزی را بیاموزیم؟
سلام خوانندگان وبلاگ Voucherify ، در اولین پست من می خواهم داستان خود را برای توسعه دهنده وب به اشتراک بگذارم. اگر می خواهید یاد بگیرید که چه چیزی باعث شده است که نظر خود را تغییر بدهم و چگونه می توانم توسعه وب را برای موفقیت یاد بگیرم ، مطالعه کنید.
فصل 1: نیسان میکرو قدیمی در شب

قبلاً شب بود که من و دوستم در حال بازگشت از مجموعه بودیم ، جایی که ما به عنوان مدیر تولید کار می کردیم. فقط کارگردان و فیلمبردار در این مجموعه باقی مانده بودند ، زیرا هنوز جزئیات چندانی برای پایان دادن به آنها وجود نداشت.
ما یک نیسان میکرو قدیمی قدیمی را که با تجهیزات فیلم و تجهیزات غذاخوری از آن ساخته شده بود سوار کردیم. ما مجبور شدیم به مرکز شهر برسیم ، جایی که یک شب با دوستان کارگردان ماندیم. تقریباً در نیمه راه شهر ، گرفتار طوفان برفی شدیم. سپس برف پاک کن های شیشه ای جلوی کار خود را گرفتند ، بنابراین تقریباً کورانه سوار شدیم ، هر از گاهی بر روی خم ها لغزیدیم.
سرانجام به خانه رسیدیم ، اما فقط به این واقعیت پی بردیم که کلید آپارتمان را نداریم – مدیر آن را داشت ، و او چند ساعت به خانه می آمد.
من احساس می کردم انگار که من رسیده ام. یک حکم ابد
فصل 2: شغل تغییر. انتخاب توسعه وب.
البته این طور نیست که من تا زمانی که شروع به کار در صنعت IT کردم نمی دانستم رایانه چیست. من همیشه با فن آوری های جدید به روز بوده ام و یادگیری چیزهای جدید را دوست داشتم.
در مدرسه ابتدایی ، من به ایجاد صفحات وب بسیار ساده علاقه مند بودم ، که عمدتا از جداول تشکیل شده بود. در این میان ، من بلاگ های زیادی را نیز در Blogspot اجرا کردم و قبل از اینکه به مجموعه ای از تنها چهار پورتال تبدیل شود ، در اینترنت بودم.
ایجاد چنین صفحات وب ساده برای من یک چیز کاملاً فنی بود ، اما در آن زمان قابل اندازه گیری نبود. در مدرسه ، نمی توانستم یک مربع افقی درست کنم و کلاس های CS کمتر از دین داشتم. فقط این است که ، طبق سیستم آموزش و پرورش ، من در امور فنی احمق بودم و این همان چیزی است که به من گفته شد.
ریاضیات؟ کجا قرار بود در حین ساختن این صفحه چیزی را محاسبه کنم؟
ریاضی گسسته؟ چی؟

به همین دلیل من همیشه خودم را فردی خلاق تر می دانم و به همین دلیل ، من دانشگاه استاندارد را انتخاب کردم ، نه دانشگاه فناوری. اینترنت و رایانه بیشتر در مورد سرگرمی بودند تا حرفه آینده من .
با این حال ، در دبیرستان ، من به ساخت فیلم علاقه مند شدم و فکر کردم شاید جالب باشد که بتوانیم به این طریق ادامه دهم.
هشدار اسپویلر ، نه اینطور نیست.
پس از فارغ التحصیلی از دانشکده تولید فیلم اکثر دوستان من برای کار در آنجا "در صنعت فیلم" به ورشو رفتند ، زیرا "فیلم" عمدتاً در ورشو اتفاق می افتد و عکس در شهرهای دیگر به ندرت اتفاق می افتد. در حال حاضر ، در پایان تحصیلاتم ، می دانستم که نمی خواهم در این صنعت کار کنم – من تلاش های خود را در آن انجام دادم ، که نمی خواهم آن را تکرار کنم.
فقط این است که این نوع کار و این نوع پویایی برای من مناسب نیست ، بنگرید:
- این فیلمنامه 120 صفحه طول دارد.
- که به 120 دقیقه فیلم تمام شده ترجمه می شود.
- 1 صفحه = 1 دقیقه
- زمان ساخت یک فیلم استاندارد حدود یک ماه و نیم است (من در مورد ضبط خود صحبت می کنم – توسعه و تولید پس از تولید تقریباً یک سال طول می کشد).
- بنابراین ما 30 روز کار هر 12 ساعت داریم.
- بنابراین معلوم می شود که باید روزانه چهار صفحه ضبط کنیم ، و در این روز یک روز باید مراقب کل برنامه تیراندازی ، موارد اضافی ، غرفه ها باشیم و مطمئن شویم که هیچ کس با مهمات زنده شلیک نشده است (بله ،
در اینجا ، من یک شباهت خاص بین فیلمبرداری فیلم و کدنویسی را به من یادآوری می کنم زیرا فیلمنامه احتمالاً یکی از پرطرفدارترین قالبهای متنی است که من تاکنون با آن روبرو شده ام. قلم پیک 12 نقطه ای ، فاصله خاص خط ، حاشیه ها ، قالب بندی دیگر برای دیالوگ ها. تمام آنچه از دست رفته اطلاعات مربوط به نماد اشتباه در آن خط است.
Chapter 3: Finding Funding & Path
چند دقیقه طول کشید تا یک مسیر شغلی جدید را ابداع کنم ، اما چند سال طول کشید. شروع کنید اولین قدم این بود که بفهمم که تمام مراحل قبلی من اتلاف وقت نبوده بلکه مسیری است که مرا به پیش می برد. این احمقانه به نظر می رسد ، اما اگر می خواستم تعادل مناسب را حفظ کنم برای من لازم بود. مرحله دوم این بود که نوعی انگیزه بیرونی پیدا کنم که مرا مجبور به یادگیری کند . من موفق به درخواست این پروژه شدم که هدف اصلی آن تأمین مالی دوره های برنامه نویسی به عنوان بخشی از تغییر شغلی بود.

بی نقص – من یک تست دانش بسیار ساده را اعمال کردم و پر کردم … که بلافاصله شکست خوردم.
باشه. [اینیکضربهگیراست
ناگهان ، پس از یک ماه ، اطلاعاتی را در این باره دریافتم زیرا چند نفر استعفا دادند. سپس یک Bootcamp پیدا کردم که به من اجازه می دهد سریعتر فن آوری های جدید بیاموزم.
متأسفانه ، این طور نیست که بخاطر Bootcamp باشد که من اینجا هستم. من دوست دارم که این مورد باشد ، اما Bootcamp – حداقل برای من – به من دلیل یادگیری داد ، اما این به خودی خود پایان نبود. این کار به من کمک کرد تا مرتباً یاد بگیرم وقتی مجبور شدم الگوهای جدید یادگیری را با شغل قبلی خود آشتی کنم. این طور نیست که من همه چیز را بعد از آن می دانستم.
بعد از بوت كامپيك ، من فقط فكر كردم كه در كجا مي توانم به دنبال جواب و چه سؤال هايي باشم . و این چیزی است که من در مورد درخواست شغلی خود نوشتم.
و … من کار را پیدا نکردم. با تشکر #Covid.
Grand Finale: شروع کار توسعه وب
و بعد از سه ساعت ، من آن را بدست آوردم.

حدس می زنم که من بیشترین حمایت را از دوستان کدگذاری کردم. من می توانم از آنها در مورد مشکلات کد بپرسم و احساس نمی کردم آنها به دنبال من هستند.
به همین ترتیب ، افرادی که نزدیک من هستند ، در این مدت به من کمک زیادی کردند . بعضی اوقات توضیح دادن به آنچه که من انجام می دهم برای من دشوار است (و اکنون توضیح آن برای من حتی دشوار است) ، اما به لطف آنها اعتماد به نفس بیشتری دارم.
همچنین خواندن داستان های مشابه و دنبال کردن افراد صنعت ، به با این دنیای جدید و تخصصی آشنا شوید ، همچنین چیزهای زیادی به من بخشید.
یک مثال عالی از یک مربی برای من تانیا راشیا است ، که من هنگام راه اندازی بوتکمپ کم و بیش دنبال کردم. رویکرد او برای یادگیری ، توسعه مداوم و داستان زندگی او نیز در کار من از من حمایت کرده است.
چهار پروفایل محبوب من که فکر می کنم از نظر توسعه وب از آنها ارزشمند هستند:
- Tania Rascia – همانطور که من
- کریس هیلمان – من همیشه از خواندن هر چیزی که او پست می کند یا به اشتراک می گذارد لذت می برم.
- کوین پاول – رئیس CSS.
- ترفندهای CSS – … ترفندهای CSS من حدس می زنم.
خلاصه
تازه 2 ماه از کار من در Voucherify شروع شده و اکنون می دانم که این یک تصمیم عالی بود. در طی دو ماه این فرصت را داشتم که چیزهای زیادی بیاموزم ، اما بیش از همه – می توانم سوالات زیادی بپرسم.
Voucherify محصولی عالی در هیئت مدیره دارد ، اما به نظر من ، این تیم حتی بهتر است ، جایی که همه می توانند به سرعت در خانه احساس کنند ، مهم نیست که چه پشته ای دارند.
