آیا افزایش تنش ها در ایالات متحده و ایران باعث ایجاد جنگ پروکسی در افغانستان خواهد شد؟


آیا افزایش تنش های ایالات متحده و ایران باعث بروز جنگ پراکسی در افغانستان خواهد شد؟

برای 40 سال ، ایران روابط خود را با مجموعه ای از نیروهای افغان برقرار كرده است كه می توانند برای حمله به منافع آمریكا بسیج شوند.

بلقیس احمدی ، برمک پژواک و مایکل وی پلان

افزایش تنش بین ایالات متحده و ایران – که توسط ترور ژنرال ایرانی قاسم سلیمانی در 3 ژانویه نشان داده و تشدید می شود – در حال گسترش هستند. اکنون ، مقامات آمریکایی ابراز نگرانی فزاینده ای درباره فعالیت های ایران در افغانستان می کنند. در هفته های اخیر ، مایك پومپئو ، وزیر امور خارجه اظهار داشت كه ایران از گروه های شبه نظامی در كشور حمایت می كند و به دنبال تضعیف روند صلح بین ایالات متحده و طالبان است. در همین حال ، یک ژنرال ارشد ایالات متحده برای منطقه هشدار داد که اقدامات ایران در افغانستان خطری برای تقریباً 14000 سرباز آمریکایی مستقر در آنجا است.

آنها به درستی نگران هستند. در حالی که استراتژی ایران برای ایستادن نیروهای پراکسی در خاورمیانه به خوبی درک شده است ، قدرت شیعه همچنین سابقه طولانی و کمتر شناخته شده درگیری در افغانستان را دارد.

از زمان انقلاب اسلامی در سال 1979 ، ایران خود را درگیر تغییر و تحول نمود. نیروهایی که در همسایگی خود مشرق مشغول به فعالیت هستند. این جنگجویان شیعه را در برخی از مقاطع متحرک ، متحد با شورشیان طالبان سنی با دیگران ، بسیج کرده و هم اکنون روابط با هر دو را حفظ می کند. از طریق بازپرداخت ها ، فشارها و تجارت ، این نفوذ بر دولت تحت حمایت ایالات متحده در کابل تأثیر دارد. در حالی که دلیل منطق چنین تأثیرگذاری کاملاً واضح است ، چگونگی استفاده از آن ، به ویژه در پی قتل سلیمانی ، کمتر مشهود است. در این محیط روان و بی ثبات ، تهران اهرم های زیادی را برای دستیابی به نتیجه مطلوب خود دارد ، از خرابکاری در روند صلح با هدف تسهیل خروج آمریکا از حمله به تروریست های سازماندهی شده علیه آمریکایی ها و منافع آنها تقریباً در سراسر کشور.

اما در حالی که ایران ظرفیت ایجاد مشکل نگران کننده است ، استراتژی فراگیر آن به احتمال زیاد در جهت دیگر سوق می یابد. علیرغم اشتیاق اعلام شده برای انتقام از حمله هواپیماهای بدون سرنشین که باعث کشته شدن سلیمانی شد ، هدف اصلی و صبور ایران برای محله آن بیرون کشیدن نفوذ آمریکا از هر چه سریعتر و ارزان تر است. برای این هدف ، به نظر می رسد که واشنگتن و تهران در توافق هستند.

از این رو ، محتمل ترین دوره برای ایران و نیروی قدس اعزامی خارجی که سلیمانی رهبری آن را انجام می داد ، ساختن بی سر و صدا در افغانستان برای آینده و در حال حاضر ، در رابطه با طالبان ، دولت و مذاکرات صلح ثابت قدم است.

اگر به هر حال روند صلح کند شود یا تهدیدات ایالات متحده علیه ایران تشدید شود ، تهران زمینه را برای حمله به منافع ایالات متحده در مرز 500 مایل خود فراهم کرده است. افغانستان و هزینه استقرار آمریکایی ها در این کشور را به میزان قابل توجهی افزایش می دهد.

یک شبکه از روابط

در طی چهار دهه گذشته ، ایران از جبهه های مجاهدین افغان که در برابر حمله شوروی به افغانستان به افغانستان حمایت می کنند ، پشتیبانی مالی و نظامی داشته است. اعزام افغان ها برای جنگ در جنگ با عراق در دهه 1980؛ مبارزان شیعه افغانی را برای سرمایه گذاری های خارجی بسیج کرد. و با بودجه ، آموزش و اسلحه از شورشیان طالبان حمایت کرد. از سال 2001 تاکنون هم تأثیر مثبت و هم منفی در سیاست ، اقتصاد و امنیت افغانستان گذاشته و روایت عمومی را به نفع ایران از طریق تجارت ، رشوه و فشارهای سیاسی شکل داده است.

بخش اعظم این تلاش توسط نیروی قدس انجام شد ، یک واحد نخبه از سپاه پاسداران انقلاب اسلامی (سپاه) که در دهه 1980 در اوایل جنگ ایران و عراق تأسیس شد و یک گروه تروریستی توسط ایالات متحده محسوب می شد. هدف این کشور گسترش و گسترش نفوذ ایران در کشورهای اطراف بود – و هنوز هم باقی مانده است. این واحد برای هزاران جوان شیعه از افغانستان ، پاکستان ، لبنان ، عراق ، سوریه ، یمن و سرزمین های فلسطین استخدام و آموزش نظامی داده است و آنها را به عنوان واسطه ای برای پیشبرد و محافظت از منافع ایران و ترویج جمهوری اسلامی بسیج می کند.

به عنوان مثال ، در سوریه نیروی قدس تیپ فاطمیون را برای حمایت از رژیم در جنگ داخلی کشور تشکیل داد – یکی از چندین شبه نظامی جنگنده خارجی که آن را تأسیس کرد. اکثر مردان فاطمیون در بین پناهندگان و مهاجران افغان "استخدام" شدند که وضعیت اقتصادی و قانونی آنها را در برابر اجبار آسیب پذیر کرد. (شواهد حکایتی حکایت از آن دارد که تعدادی نیز در داخل افغانستان ثبت نام کرده اند.) در سال 2018 ، هزاره و سایر شیعیان اکثریت 50،000 عضو تخمین زده شده از نیروهای فاطمیون را تشکیل می دادند.

ایران میزبان حدود یک میلیون پناهنده ثبت شده افغان و حدود 2 میلیون نفر از آنها بدون سند است. به علاوه نیم میلیون دارندگان گذرنامه افغان با مجوز کار در ایران. تخمین زده می شود که حدود نیم میلیون افغانی در سال 2019 از ایران برگشته اند.

Quds Force Reach

] در همان روز که در حمله ایالات متحده ، سلیمانی کشته شد ، آیت الله خامنه ای ، رهبر ایران ، به نام ژنرال اسماعیل غنی فرمانده جدید نیروی قدس. غنی ، که به عنوان معاون سلیمانی خدمت کرده بود ، اعتقاد بر این است که غنی بسیاری از عملیات روزانه این واحد را به عهده داشته است و تا حد زیادی مسئول نظارت بر عملیات منطقه ای در افغانستان و جاهای دیگر بوده است. . ماه گذشته ، طاهر زاهر ، فرماندار بامیان ادعا كرد كه غنی به همراه هشت ایرانی دیگر ، در ژوئیه سال 2018 به این استان سفر كردند. مطابق زاهر ، غنی به عنوان "معاون سفیر ایران در كابل" با استفاده از نام مستعار "اسماعیلی" به عنوان نام خانوادگی معرفی شد. . زاهر ادعا می کند که غنی برای نظارت بر ساخت بیمارستان با بودجه ایرانی در بامیان بود. ولایت بامیان در مرکز افغانستان ، مبداء بیشتر اعضای شبه نظامیان فاطمیون افغانستان است. وزارت امور خارجه افغانستان هیچ سابقه ای از فعالیت غنی در مأموریت ایران در کابل را در دست ندارد و هم اکنون در حال تحقیق در مورد این بازدید است.

ازدواج رفاه

بین سال های 1996-2001 ، ایران رژیم طالبان را تهدید امنیتی قلمداد می کرد و از آن حمایت می کرد. دولت رئیس جمهور برهان الدین ربانی را منحل کرد. تهران شبکه اتحادیه های ضد طالبان شمالی را به شبکه های نزدیکی در شمال و مرکز افغانستان و همچنین کمک های مالی و نظامی شامل اسلحه و مشاوران ارائه داد.

روابط ایران با رژیم طالبان در اوت سال 1998 ، هنگامی که طالبان فتح شهر شمالی مزارشریف ، به کنسولگری ایران حمله کردند و هشت دیپلمات ایرانی و یک خبرنگار ایرانی را به قتل رساندند. در پاسخ ، ایران در میان تشدید صحبت های جنگ ، سربازان را به مرز افغانستان فرستاد. امتیازات سیاسی و تجاری توسط طالبان سرانجام تنش را کاهش داد ، و سربازان ایرانی نیز عقب نشینی کردند.

اما در همان زمان ، افسران نیروی قدس برای آموزش و ساماندهی پروکسی های ضد طالبان ، تحت نظارت سلیمانی و غنی به افغانستان اعزام شدند.

پس از برکناری طالبان تحت حمایت ایالات متحده ، ایران در ابتدا با حمایت از مذاکرات بن 2001 که دولت انتقالی را تأسیس می کردند و کمک های مالی به رژیم جدید کردند ، نقش سازنده ای ایفا کردند. این همکاری با سخنان "محور شرارت" رئیس جمهور جورج بوش در اوایل سال 2002 و حمله آمریکایی ها به عراق در سال 2003 آغاز شد ، و جایگزین رقابت ایالات متحده آمریکا برای تغییر سطح نخبگان جدید در کابل شد. ایران مبلغ غیرقابل شمارش پول نقد را برای حمید کرزی رئیس جمهور وقت ، وزیرانش و دیگر مقامات و همچنین نمایندگان مجلس برای مقابله با نفوذ آمریکا لغو کرد.

تا سال 2009 ، شواهدی پدید آمد كه علیرغم تصمیم ایران برای جلوگیری از هرگونه اقدامات آشكار یا چشمگیر ، در افغانستان ، با حمایت نظامی از گروه های طالبان در جنوب غربی این كشور ، گزینه های خود را بطور گسترده تر محافظت می كرد.

پمپئو این روابط را برجسته تر كرد. در 7 ژانویه هنگامی که او ایران را به تقویت گروه های شبه نظامی در افغانستان ، از جمله طالبان متهم کرد.

"گرفتار شدن طالبان در کارهای کثیف ایران فقط به روند صلح افغانستان آسیب می زند." وی گفت ، در واقع ، تهران "به طور جدی" کار می کرد تا آن را تضعیف کند. حدود یک هفته بعد ، پلیس افغانستان از کشف هشت موشک ساخت ایران با هدف حمل و نقل در فرودگاه قندهار خبر داد. پروکسی ها و شبکه هایی که سلیمانی و غنی طی ده ها سال ایجاد کردند ، اکنون می توانند توسط ایران به عنوان سلاح های استراتژیک یا تاکتیکی گسسته مورد سوء استفاده قرار بگیرند.

روند صلح افغانستان

فرماندهان میدانی طالبان ، به ویژه آنهایی که در جنوب غربی افغانستان بودند و در گذشته با ایران کار می کردند ، مستعد فشار بیشتری برای هدف قرار دادن پایگاه ها و منافع ایالات متحده هستند ، در صورتی که تهران در این جهت حرکت کند. سایر نزدیکان شامل تیپ فاطمیون و فرماندهان پیشین جهادی است. دکترین نظامی ایران عموماً از به کار بردن پراکسی در جنگ نامتقارن برای هرگونه تقابل متعارف طرفداری می کند. با استفاده از پراکسی هایی مانند گروه های جداشده از طالبان یا شبه نظامیان فاطمیون از خطر درگیری مستقیم با ایالات متحده جلوگیری می کنید – چیزی که رژیم با دقت از آن سلب کرده است.

در حال حاضر ، اینها در برابر آینده ای نامشخص محافظت می شوند. مطمئناً ، ایران ممکن است تصمیم بگیرد که آمریکایی ها را گرم کند تا بتواند خروج آنها از افغانستان را تسریع کند یا اعتصابات محدودی را برای انتقام سلیمانی به ارکستر محدود کند. در 9 ژانویه ، فرمانده نیروی هوافضای سپاه ، امیرعلی حاجی زاده ، گفت حمله موشکی ایران به پایگاه عراقی که در آن سربازان آمریکایی مستقر شده بود ، تازه آغاز عملیات انتقام جویی در سراسر منطقه بود. نکته قابل توجه ، همانطور که حاجی زاده صحبت می کرد ، وی با پرچم های پراکنده های منطقه ای ایران از جمله فاطمیون محاصره شده است.

اما دفتر سیاسی طالبان در دوحه به ویژه در مورد ماجرای سلیمانی احتیاط کرده است ، سخنگوی آن ترسیم خط بین ترور نیروی قدس. رئیس و روند صلح شکننده که از آن پشتیبانی می کند.

اولین سفارش طالبان اعزام سربازان آمریکایی از افغانستان است ، یک هدف استراتژیک با ایران و برای آن موضوع – بسته به شرایط – با ایالات متحده. برای تهران ، یک تصمیم داوطلبانه از طریق توافق صلح با طالبان تقریباً سریعترین و کم هزینه ترین مسیر رسیدن به هدف خود است.

با این حال ، مقامات امنیتی آمریكا حق دارند كه نگران اهرمهای خشونت و اختلال در اختیار باشند. نیروهای قدس و رژیم ایران. در حال حاضر ، به نظر می رسد ، ایران به استثنای برخی از عکس های هشدار دهنده ، برای نگه داشتن خشک پودر ضرب المثل خود در افغانستان. اگر روند صلح به پایان برسد ، و یا ایالات متحده تهدیدها یا حملات علیه ایران یا رهبران آن را افزایش دهد ، نوع جنگ پروکسی که قبلاً توسط لبنان ، سوریه ، عراق و یمن تحمل شده است ، می تواند آسیای جنوبی را نیز در آغوش بگیرد.

اینجا با اجازه (توافق) از موسسه صلح ایالات متحده ارسال شده است.